ترجمه "herd" به فارسی
گله, رمه, فسیله بهترین ترجمه های "herd" به فارسی هستند.
A number of domestic animals assembled together under the watch or ownership of a keeper. [from 11th c.] [..]
-
گله
nounany collection of animals gathered or travelling in a company [..]
She still went with the herd, but could not help the herdsman any longer.
و سرانجام ناگزیر گردید از کار منظم چشم بپوشد و تنها هر بامداد همراه گله برود.
-
رمه
nounany collection of animals gathered or travelling in a company
yet the peculiar horror with which he seemed to inspire the rest of the herd, was owing to a cause
باز هم آن وحشت خاص که به ظاهر در دل بقیه رمه میافکند زاییده علتی بود
-
فسیله
any collection of animals gathered or travelling in a company
-
ترجمه های کمتر
- گروه
- خلایق
- متحدکردن
- پاده
- چپیدن
- اراذل
- راندن
- (امروزه در ترکیب به کار می رود) - ران
- (معمولابا: the - تحقیرآمیز) عوام الناس
- (گله وار) راندن
- (گوسفندوار) حرکت کردن یا دادن
- - بان
- - چران
- اجتماع کردن
- جمعیت و ازدحام
- دسته شدن یا کردن
- شبانی کردن
- عوام
- گاو چرانی کردن
- گله بان
- گله رانی کردن
- گله کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " herd " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ISO 639-6 entity
"Herd" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Herd در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "herd"
عباراتی شبیه به "herd" با ترجمه به فارسی
-
رفتار گلهای
-
رجوع شود به timothy -2 redtop -1
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
-
اندازه رمه · اندازه گله · بسامد دام
-
گياهان وحشي
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
-
مديريت گله · مدیریت دامپروری