ترجمه "herds" به فارسی
گلهها, رمهها, گلههاي گاو شيري بهترین ترجمه های "herds" به فارسی هستند.
herds
verb
noun
Plural form of herd. [..]
-
گلهها
Just before nightfall the village herd had already returned from the steppe Mitka went to see Sergei Platonovich.
درست پیش از غروب آفتاب پس از آن که گلهها از صحرا بازآمدند میتکا نزد سرگئی پلاتونویچ رفت.
-
رمهها
-
گلههاي گاو شيري
-
گلههاي گاو گوشتي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " herds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "herds" با ترجمه به فارسی
-
(امروزه در ترکیب به کار می رود) - ران · (معمولابا: the - تحقیرآمیز) عوام الناس · (گله وار) راندن · (گوسفندوار) حرکت کردن یا دادن · - بان · - چران · اجتماع کردن · اراذل · جمعیت و ازدحام · خلایق · دسته شدن یا کردن · راندن · رمه · شبانی کردن · عوام · فسیله · متحدکردن · پاده · چپیدن · گاو چرانی کردن · گروه · گله · گله بان · گله رانی کردن · گله کردن یا شدن
-
رفتار گلهای
-
رجوع شود به timothy -2 redtop -1
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
-
اندازه رمه · اندازه گله · بسامد دام
-
گياهان وحشي
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
-
مديريت گله · مدیریت دامپروری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن