ترجمه "heretical" به فارسی

ناموافق, کژآئینانه, بدعت اميز بهترین ترجمه های "heretical" به فارسی هستند.

heretical adjective دستور زبان

(of ideas or views) contrary to mainstream or accepted opinion; (especially views contrary to established teachings of the Roman Catholic church) but also contrary to other denominations [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناموافق

    adjective
  • کژآئینانه

  • بدعت اميز

  • ترجمه های کمتر

    • وابسته به ارتداد و مرتدها
    • وی ستودین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heretical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "heretical" با ترجمه به فارسی

  • ازراه رفض · ازروی فسادعقیده
  • (مجازی) کیاگن · بدعت گذار · خلاف اندیش · دگراندیش · رجوع شود به heretical · زندیک (زندیق) · مرتد · ناهماندیش · وی ستود · کژآئین · کژکیش
  • رافضی قلمدادکردن · رافضی کردن
  • (مجازی) کیاگن · بدعت گذار · خلاف اندیش · دگراندیش · رجوع شود به heretical · زندیک (زندیق) · مرتد · ناهماندیش · وی ستود · کژآئین · کژکیش
  • (مجازی) کیاگن · بدعت گذار · خلاف اندیش · دگراندیش · رجوع شود به heretical · زندیک (زندیق) · مرتد · ناهماندیش · وی ستود · کژآئین · کژکیش
اضافه کردن

ترجمه های "heretical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه