ترجمه "hermitage" به فارسی
خلوتکده, عزلتگاه, خانقاه بهترین ترجمه های "hermitage" به فارسی هستند.
hermitage
noun
دستور زبان
A house or dwelling where a hermit lives. [..]
-
خلوتکده
-
عزلتگاه
-
خانقاه
-
ترجمه های کمتر
- خلوتگاه
- (محل تفکر و تنها بودن) خلوت
- شراب هرمیتاژ (فرآورده ی فرانسه)
- محل زندگی زاهد گوشه نشین
- گوشه عزلت
- گوشه ی آرام
- گوشه ی عزلت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hermitage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hermitage"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن