ترجمه "hermit" به فارسی

گوشهگیر, راهب, زاهد بهترین ترجمه های "hermit" به فارسی هستند.

hermit noun دستور زبان

A religious recluse; someone who lives alone for religious reasons; an eremite. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشهگیر

    A recluse; someone who lives alone and shuns human companionship

  • راهب

    You'd have to do that if you was a hermit.

    اگه تو هم راهب بودی باس همین کار و میکردی.

  • زاهد

    person who lives in seclusion from society

    Oh, thou foundling fire, thou hermit immemorial, thou too hast thy incommunicable riddle, thy unparticipated grief.

    هان، ای نار لقی طه، ای زاهد قدیم، تو نیز لغزی داری که نقل آن را به دیگران نمیتوانی، و آن اندوه شریک ناپذیر توست.

  • ترجمه های کمتر

    • منزوی
    • معتکف
    • (جانورشناسی)مرغ مگس استوایی (جنس Phaethornis)
    • خلوت گرا
    • دور افتاده
    • رجوع شود به hermit crab
    • عزلت گرا
    • مردم گریز
    • نان شیرینی دارای کشمش و گردو
    • کناره گیر
    • گوشه نشین
    • گوشه گیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hermit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hermit

An extinct language of Papua New Guinea.

+ اضافه کردن

"Hermit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hermit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "hermit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hermit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه