ترجمه "hermetic" به فارسی
کیمیایی, بغرنج, جادویی بهترین ترجمه های "hermetic" به فارسی هستند.
hermetic
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to Hermes Trismegistus. [..]
-
کیمیایی
-
بغرنج
-
جادویی
-
ترجمه های کمتر
- دشوار
- (قوطی حاوی خوراک - سفینه ی فضایی و غیره) کیپ
- (معمولا H بزرگ) وابسته به تات (خدای مصریان باستان)
- (کاملا) سربسته (hermeticalهم می گویند)
- تنگ بسته
- هوابندی شده
- وابسته به سحر و جادو
- پیچیده و مبهم
- کاملا بی منفذ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hermetic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hermetic" با ترجمه به فارسی
-
محفظه هرمس
-
بطورمحکم · چنانکه درزهای ان خوب گرفته شده باشد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن