ترجمه "hermes" به فارسی
هرمس, (اسطوره ی یونان) هرمس (پیک خدایان و خدای علوم و سوداگری و سخنوری که کفش های بالدار داشت و رومی ها به او می گفتند:Mercury), هرمس بهترین ترجمه های "hermes" به فارسی هستند.
hermes
-
هرمس
Also, it's a lot roomier on the Hermes without you.
ضمناً بدون تو ، اینجا توی فضاپیمای هرمس بیشتر جا داریم
-
(اسطوره ی یونان) هرمس (پیک خدایان و خدای علوم و سوداگری و سخنوری که کفش های بالدار داشت و رومی ها به او می گفتند:Mercury)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hermes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hermes
proper
noun
دستور زبان
(Greek mythology) The herald and messenger of the gods, and the god of roads, commerce, invention, cunning, and theft. [..]
-
هرمس
The Greek god Hermes
Also, it's a lot roomier on the Hermes without you.
ضمناً بدون تو ، اینجا توی فضاپیمای هرمس بیشتر جا داریم
-
هيرميز
تصاویر با "hermes"
عباراتی شبیه به "hermes" با ترجمه به فارسی
-
(یونان باستان) ستون یا سنگی که بر بالای آن مجسمه ی سر یا بالاتنه هرمس نصب شده بود (و بعنوان فرسنگ شمار یا نشان بکارمی رفت) (herma هم می گویند)
-
(اسطوره ی مصر) تات (خدای عقل و دانش و جادو) (Thoth هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن