ترجمه "hermetically" به فارسی

بطورمحکم, چنانکه درزهای ان خوب گرفته شده باشد بهترین ترجمه های "hermetically" به فارسی هستند.

hermetically adverb دستور زبان

With a hermetic seal; so as to be airtight. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطورمحکم

  • چنانکه درزهای ان خوب گرفته شده باشد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hermetically " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hermetically" با ترجمه به فارسی

  • (قوطی حاوی خوراک - سفینه ی فضایی و غیره) کیپ · (معمولا H بزرگ) وابسته به تات (خدای مصریان باستان) · (کاملا) سربسته (hermeticalهم می گویند) · بغرنج · تنگ بسته · جادویی · دشوار · هوابندی شده · وابسته به سحر و جادو · پیچیده و مبهم · کاملا بی منفذ · کیمیایی
  • محفظه هرمس
  • (قوطی حاوی خوراک - سفینه ی فضایی و غیره) کیپ · (معمولا H بزرگ) وابسته به تات (خدای مصریان باستان) · (کاملا) سربسته (hermeticalهم می گویند) · بغرنج · تنگ بسته · جادویی · دشوار · هوابندی شده · وابسته به سحر و جادو · پیچیده و مبهم · کاملا بی منفذ · کیمیایی
اضافه کردن

ترجمه های "hermetically" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه