ترجمه "hernia" به فارسی
فتق, کاواکه, بادخایه بهترین ترجمه های "hernia" به فارسی هستند.
hernia
noun
دستور زبان
(pathology) A disorder in which a part of the body protrudes abnormally through a tear or opening in an adjacent part, especially of the abdomen. [..]
-
فتق
nounthe water in the cisterns had been honored as the cause of the scrotal hernia
فتق بیضه را به آب چاه ربط میدادند و آن هم با چه فخرفروشی ای.
-
کاواکه
-
بادخایه
-
ترجمه های کمتر
- غری
- هرنی
- (پزشکی) فتق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hernia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hernia" با ترجمه به فارسی
-
فتق مغبنی
-
فتق ناف
-
فتق رانی
-
فتق حجاب حاجز · کاواکه ی تراشامه
-
فتق مادرزادی دیافراگم
-
فتق ديافراگمي · فتق دیافراگم
-
فتق هیاتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن