ترجمه "heroic" به فارسی
قهرمانانه, قهرمانی, حماسی بهترین ترجمه های "heroic" به فارسی هستند.
heroic
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to a hero or heroine; supremely noble [..]
-
قهرمانانه
Your heroic deed will go down in the annals of the sanatorium.
عمل قهرمانانه ي شما در تاريخچه ي آسايشگاه ثبت خواهد شد.
-
قهرمانی
Nowhere was the poetic lie more insolently reared than in the heroic drama.
دروغ شاعرانه در هیچ جا با چنان گستاخی که در درام قهرمانی خودنمائی میکردمشهود نبود.
-
حماسی
You know, there's nothing heroic about killing a young kid.
میدونید، هیچ چیز حماسی در کشتن یک بچه وجود ندارد.
-
ترجمه های کمتر
- پهلوانی
- دلیرانه
- جانبازانه
- دستانی
- نیو
- کهرمانی
- گردمانند
- پرخطر
- جانبازی
- شیوا
- دلیر
- (جمع) رفتار خودنمایانه
- (جمع) رفتار دلیرانه
- (معمولا جمع) رجوع شود به heroic verse
- (هنر و معماری) عظیم
- (واژه و سبک) بلیغ و رفیع
- (پزشکی - وابسته به توصل به اقدامات پرمخاطره و استفاده از دستگاه های پیچیده برای نجات جان بیمار)سیجکاری
- از خود گذشتگی
- اسطوره ای
- اقدامات شدید درمانی
- بسیار بزرگ
- حماسه آفرین
- شعر حماسی
- عرض اندام
- غول آسا(heroical هم می گویند)
- قهرمان بازی
- وابسته به قهرمانان افسانه ای اسطوره های کهن
- وابسته به نیمه خدایان نیرومند افسانه هاو دوران آنها
- کارهای قهرمانانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heroic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "heroic" با ترجمه به فارسی
-
(ادبیات) داستان یا شعر رزمی خنده آور (که به تقلید از شعر حماسی درست شده)
-
(شعر انگلیسی) شعر حماسی (مرکب از بیت های ده هجایی آیامبیک iambic) · شعر حماسی
-
شعر حماسی
-
حماسه
-
(شعر انگلیسی) دو بیت شعر هم قافیه که هر یک دارای پنج پایه یا ده هجا است و وزن آن آیامبیک iambic می باشد
-
شجاعانه · مردانه · پهلوانانه · گردوار
-
خونریزی قهرمانانه
-
حماسه مضحک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن