ترجمه "hiatus" به فارسی
وقفه, فاصله, ایستایی بهترین ترجمه های "hiatus" به فارسی هستند.
hiatus
noun
دستور زبان
A gap in a series, making it incomplete. [..]
-
وقفه
noun -
فاصله
-
ایستایی
-
ترجمه های کمتر
- ایستش
- بازایستی
- زدش
- هفقو
- گسستگی
- رکود
- دهانه
- شکاف
- کاهش
- سوراخ
- درنگ
- (آوا شناسی) درنگ (مثلا مکث بین دو E هنگام تلفظ واژه مثلا : reenter)
- (تداوم وزمان) وقفه
- (در متن کتاب و غیره) افتادگی
- (کالبدشناسی - مجرا یا سوراخی که اندام دیگری از آن عبور می کند مانند سوراخ حجاب حاجز که لوله ی مری از آن ردمی شود) گذرگاه
- جای خالی
- حذف شدگی
- محو شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hiatus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hiatus
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hiatus" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hiatus در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hiatus" با ترجمه به فارسی
-
فتق هیاتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن