ترجمه "hiccough" به فارسی
سکسکه, سکسکه کردن, هکهک بهترین ترجمه های "hiccough" به فارسی هستند.
hiccough
verb
noun
دستور زبان
Alternative spelling of hiccup. [..]
-
سکسکه
nounhiccough and the other two laughed and beat him on the back.
بعد به سرفه افتاد ، سکسکه میکرد و رت و مامی به او خندیدند .
-
سکسکه کردن
-
هکهک
-
هغ هغ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hiccough " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن