ترجمه "hierarch" به فارسی
پیشوا, بزرگ, زعیم بهترین ترجمه های "hierarch" به فارسی هستند.
hierarch
noun
دستور زبان
One who has high and controlling authority in sacred things; the chief of a sacred order; as, princely hierarchs. [..]
-
پیشوا
noun -
بزرگ
adjective -
زعیم
-
ترجمه های کمتر
- شیخ
- سرپرست
- (مذهبی) سر فرقه
- اسقف بزرگ
- رئیس روحانی
- کشیش ارشد
- کشیش اعظم
- کشیش بزرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hierarch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hierarch" با ترجمه به فارسی
-
وابسته به پیشوای مذهبی · پیشوایانه (hierarchic هم می گویند)
-
سلسله مراتبی
-
نظریات مرتبه ای
-
خوشه بندی سلسله مراتبی
-
وابسته به سلسله مراتب وریاست
-
وابسته به سلسله مراتب · وابسته به پیشوای مذهبی · پایگانی
-
سلسله مراتبی · پایورسالار گرایی · پایگان گرایی · پایگانی
-
فهرست هرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن