ترجمه "hierarchically" به فارسی
ازلحاظ سلسله مراتب, موافق پایه بندی بهترین ترجمه های "hierarchically" به فارسی هستند.
hierarchically
adverb
دستور زبان
Of, relating to, or arranged in a hierarchy [..]
-
ازلحاظ سلسله مراتب
-
موافق پایه بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hierarchically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hierarchically" با ترجمه به فارسی
-
وابسته به پیشوای مذهبی · پیشوایانه (hierarchic هم می گویند)
-
سلسله مراتبی
-
نظریات مرتبه ای
-
(مذهبی) سر فرقه · اسقف بزرگ · بزرگ · رئیس روحانی · زعیم · سرپرست · شیخ · پیشوا · کشیش ارشد · کشیش اعظم · کشیش بزرگ
-
خوشه بندی سلسله مراتبی
-
وابسته به سلسله مراتب وریاست
-
وابسته به سلسله مراتب · وابسته به پیشوای مذهبی · پایگانی
-
سلسله مراتبی · پایورسالار گرایی · پایگان گرایی · پایگانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن