ترجمه "Hierarchy" به فارسی

سلسله مراتب, سلسه مراتب, سلسله مراتب بهترین ترجمه های "Hierarchy" به فارسی هستند.

Hierarchy

A SmartArt graphic layout type that includes layouts designed to show a hierarchical structure, such as an organization chart, or a decision tree.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلسله مراتب

    Every new political theory, by whatever name it called itself, led back to hierarchy and regimentation.

    هر نظریهی سیاسی نوین، با هر اسمی که یدک میکشید، به سلسله مراتب و گروهبندی منجر میشد.

  • سلسه مراتب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hierarchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hierarchy noun دستور زبان

A body of authoritative officials organized in nested ranks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلسله مراتب

    noun

    system of elements that are subordinated to each other [..]

    Every new political theory, by whatever name it called itself, led back to hierarchy and regimentation.

    هر نظریهی سیاسی نوین، با هر اسمی که یدک میکشید، به سلسله مراتب و گروهبندی منجر میشد.

  • بلندپایگان

  • عالیرتبگان

  • ترجمه های کمتر

    • پایگان
    • رتبه بندی (از نظر اهمیت یا قدمت و غیره)
    • زینه بندی
    • پایورسالاری (به ویژه در مورد رتبه بندی افراد در ارتش یا کلیسا و مذهب و ادارات بکار می رود)
    • گروه فرشتگان نه گانه

عباراتی شبیه به "Hierarchy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Hierarchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه