ترجمه "himalaya" به فارسی
هيماليا, هيماليا, منطقه هیمالیایی بهترین ترجمه های "himalaya" به فارسی هستند.
himalaya
-
هيماليا
She's living in a convent in the foothills of the Himalayas.
تو يك معبد تو هيماليا ها زندگي ميكنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " himalaya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Himalaya
proper
noun
Alternative form of [i]Himalayas[/i] [..]
-
هيماليا
She's living in a convent in the foothills of the Himalayas.
تو يك معبد تو هيماليا ها زندگي ميكنه
-
منطقه هیمالیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن