ترجمه "himalayan" به فارسی
هیمالیایی, خرگوش اهلی (بدن سپید و نوک گوش ها و دست ها و دم سیاه), وابسته به کوه های هیمالیا بهترین ترجمه های "himalayan" به فارسی هستند.
himalayan
-
هیمالیایی
-
خرگوش اهلی (بدن سپید و نوک گوش ها و دست ها و دم سیاه)
-
وابسته به کوه های هیمالیا
-
گربه ی هیمالیا (ازجفتگیری گربه ی ایرانی و سیامی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " himalayan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Himalayan
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to the Himalayas. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Himalayan" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Himalayan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "himalayan"
عباراتی شبیه به "himalayan" با ترجمه به فارسی
-
کاکلپری هیمالیا
-
فنچ سرخ زیبا
-
منطقه هیمالیایی · هيماليا
-
چرخریسک چشمگوشهسیاه هیمالیا
-
درخت ارز · سدر لبناني · سدر لبنانی · سدروس لیبانی · سرو لبنانی · سرو هيماليايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن