ترجمه "hip" به فارسی
کفل, خفچه, مفصل ران بهترین ترجمه های "hip" به فارسی هستند.
(anatomy) The outward-projecting parts of the pelvis and top of the femur and the overlying tissue. [..]
-
کفل
joint
I'll get that new hip I've been hankering for.
اول يه کفل جديد ميگيرم ، که خيلي مشتاقش هستم.
-
خفچه
the fruit of a rose
-
مفصل ران
anatomical region
That means we get our new hips for free.
یعنی ما مفصل ران جدیدمان را بصورت رایگان دریافت می کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- باسن
- سرین
- لمبر
- شنج
- شیک
- هشیار
- دانا
- (بام را) از دو سو شیب دار کردن
- (جمع) باسن
- (خودمانی)
- (معماری) زاویه ای که دو طرف شیب دار شیروانی یا بام با هم درست می کنند
- (ندایی که هنگام هورا کشیدن سر می دهند) هیپ
- (چهارپایان) کپل
- (گیاه شناسی) میوه ی گل سرخ (که دارای ویتامین C فراوان است)
- آراسته
- آموخته
- خوش لباس
- رجوع شود به hip joint
- لگن خاصره
- نار لصفم
- وابسته به ((هیپی))ها
- کپل (کفل)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Hip" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hip در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Home Information Pack. [..]
"HIP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HIP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hip"
عباراتی شبیه به "hip" با ترجمه به فارسی
-
باسن
-
پرندهورکیان
-
موسیقی هیپ هاپ
-
(به ویژه اسب و گاو و غیره) دارای در رفتگی در استخوان لگن خاصره · (دارای باسن یا لگن خاصره ی خاصی) کپل - · (عامیانه) دیوانه ی چیزی · (معماری - بام) شیب دار از دو سو · (نادر) غمگین · - باسن · عاشق چیزی · مغموم · گرفته
-
رقص هیپ هاپ
-
دشرویش لگن · دیسپلازی هیپ
-
(پزشکی) ضرب دیدگی یا پاره شدگی یکی از عضلات اطراف لگن خاصره
-
کلپکورکیان