ترجمه "hire" به فارسی

مزد, کرایه, اجاره بهترین ترجمه های "hire" به فارسی هستند.

hire verb noun دستور زبان

Payment for the temporary use of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مزد

    noun

    Would you hire someone with experience in something else!

    تو فقط براي تجربه به کسي مزد ميدي يا

  • کرایه

    noun

    On the morning of the sailing Tracy hired a limousine to drive her to the pier.

    صبح روز مسافرتش یک لیموزین با راننده کرایه کرد تا او را به بندرگاه برساند.

  • اجاره

    noun

    We shall see further on that this man had, in fact, hired a chamber inthat isolated quarter.

    بزدوی دانسته خواهد شد که بر استی این مرد اتاقی در این محل دورافتاده اجاره کرده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • اجرت
    • کرایه کردن
    • استخدام
    • گمارش
    • اجیرکردن
    • (با : out) مزدوری کردن
    • (با : out) کرایه دادن
    • (در برابر مزد) بکار گماردن
    • اجاره کردن
    • اجرت دادن
    • اجیر شدن
    • اجیر کردن
    • استخدام کردن
    • استعمال کردن
    • بکار گماشتن
    • سلاک دادن
    • سلاک کردن
    • مزد دادن
    • مزدور شدن
    • مزدور کردن
    • مشغول کردن
    • پروانه دادن
    • گرفتن (کارگر)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hire
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخدام

    But you have to tell me who hired you.

    اما بايد بهم بگي که کي تو رو استخدام کرده.

عباراتی شبیه به "hire" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه