ترجمه "hired" به فارسی

اجاره ای, استیجاری, کرایه شده بهترین ترجمه های "hired" به فارسی هستند.

hired adjective verb

Simple past tense and past participle of hire. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجاره ای

    adjective
  • استیجاری

    adjective
  • کرایه شده

    It was accompanied by an aerial reconnaissance unit hired from a French firm.

    این نقشهبرداری همراه با یک واحد بررسی هوائی بود که از یک شرکت فرانسوی کرایه شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hired " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hired" با ترجمه به فارسی

  • (با : out) مزدوری کردن · (با : out) کرایه دادن · (در برابر مزد) بکار گماردن · اجاره · اجاره کردن · اجرت · اجرت دادن · اجیر شدن · اجیر کردن · اجیرکردن · استخدام · استخدام کردن · استعمال کردن · بکار گماشتن · سلاک دادن · سلاک کردن · مزد · مزد دادن · مزدور شدن · مزدور کردن · مشغول کردن · پروانه دادن · کرایه · کرایه کردن · گرفتن (کارگر) · گمارش
  • کارگر روزمزد
  • جدید الورود
  • کرایه دادن
  • استخدام کردن
  • (انگلیس) رجوع شود به installment plan · خرید اقساطی
  • مشخصات استخدام · مشخصات استخدامی
  • کارگر اجیر
اضافه کردن

ترجمه های "hired" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه