ترجمه "historian" به فارسی
مورخ, تاریخ نویس, تاريخ نويس بهترین ترجمه های "historian" به فارسی هستند.
A writer of history; a chronicler; an annalist. [..]
-
مورخ
nounperson who studies and writes about the past [..]
Each historian traces, to some extent, theparticular feature which pleases him amid this pell mell.
هر مورخ به دلخواه خود طراحی از این هنگامه میسازد.
-
تاریخ نویس
nounwriter of history
which Dionysius Halicarnassensis, with so much justice, recommends to an historian:
که دیونیسیوس از مردم هالیکارناس آن همه از روی انصاف به تاریخ نویس سفارش میکند.
-
تاريخ نويس
andreas tanis, he was the official historian of the covens
آندزياس تانيس ، اون تاريخ نويس رسميه كاونها است
-
ترجمه های کمتر
- تاریخدان
- تاریخ گزار
- معلم تاریخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " historian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Historian" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Historian در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "historian" با ترجمه به فارسی
-
تاریخدان فرهنگی
-
تاریخ هنر
-
مورخ نظامی