ترجمه "historical" به فارسی
تاریخی, رخداده, رویداده بهترین ترجمه های "historical" به فارسی هستند.
historical
adjective
noun
دستور زبان
Pertaining to the history, to what happened in the past. [..]
-
تاریخی
pertaining to history
Persian Gulf is an element of historical identity of Iranian People.
خلیج فارس بخش از هویت تاریخی ایرانیان است.
-
رخداده
-
رویداده
-
ترجمه های کمتر
- برمبنای تاریخ
- برپایه ی تاریخ
- مذکور یا مشهور در تاریخ ها
- وابسته به تاریخ و تاریخ نویسی
- واقعی (نه ساختگی یا تخیلی)
- گذشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " historical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "historical" با ترجمه به فارسی
-
وابسته به تاریخ هنر
-
ماده گرایی تاریخی (نگرش مارکسیستی به تاریخ) · مادهباوری تاریخی
-
منطقه تاریخی
-
انحراف از بهای تمام شده تاریخی
-
بافت تاریخی
-
اطلاعات گذشته
-
حوزه تاریخی
-
تاریخ ساز · تاریخی · سرنوشت ساز · مهم · مهمند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن