ترجمه "hoard" به فارسی

اندوختن, انباشتن, گنج بهترین ترجمه های "hoard" به فارسی هستند.

hoard verb noun دستور زبان

A hidden, secret supply or fund. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندوختن

    verb
  • انباشتن

    verb

    To get or gather together.

    One square mile where half the wealth of a continent is being hoarded by a handful of very greedy men... even now.

    يک مايل مربع جايي که نيمي از ثروتمندان قاره توسط افرادي خيلي حريص پول هاي زيادي روي هم انباشتن... حتي همين الان

  • گنج

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اندوخته
    • ذخیره کردن
    • کپه
    • دفینه
    • گردآوری
    • مخزن
    • انداختن
    • احتکار کردن
    • انبار کردن
    • بنداری کردن
    • تلمبار کردن
    • توده کردن
    • جنس احتکاری
    • مال احتکار شده
    • پس افکنده
    • پنهان کردن
    • کالای بنداری شده
    • کپه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hoard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hoard" با ترجمه به فارسی

  • اندوختن
  • (انگلیس) · احتکار · نرده ی موقت · پوستر یا آگهی دیواری
  • اندوختن
اضافه کردن

ترجمه های "hoard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه