ترجمه "hoarded" به فارسی

اندوختن ترجمه "hoarded" به فارسی است.

hoarded verb

Simple past tense and past participle of hoard. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندوختن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hoarded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hoarded" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) · احتکار · نرده ی موقت · پوستر یا آگهی دیواری
  • احتکار کردن · انبار کردن · انباشتن · انداختن · اندوختن · اندوخته · بنداری کردن · تلمبار کردن · توده کردن · جنس احتکاری · دفینه · ذخیره کردن · مال احتکار شده · مخزن · پس افکنده · پنهان کردن · کالای بنداری شده · کپه · کپه کردن · گردآوری · گنج
  • احتکار کردن · انبار کردن · انباشتن · انداختن · اندوختن · اندوخته · بنداری کردن · تلمبار کردن · توده کردن · جنس احتکاری · دفینه · ذخیره کردن · مال احتکار شده · مخزن · پس افکنده · پنهان کردن · کالای بنداری شده · کپه · کپه کردن · گردآوری · گنج
اضافه کردن

ترجمه های "hoarded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه