ترجمه "hob" به فارسی

پری, دیو, جنی بهترین ترجمه های "hob" به فارسی هستند.

hob verb noun دستور زبان

A kind of cutting tool, used to cut the teeth of a gear. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پری

    noun
  • دیو

    noun
  • جنی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دهاتی
    • وصله
    • جن
    • (انگلیس - محلی) جن
    • (مکانیک) ابزاری برای دندانه دارکردن چرخ دنده و غیره
    • تاقچه ی درون شومینه یا بخاری دیواری (که کتری یا دیگ را برای گرم ماندن در آن می گذارند)
    • رجوع شود به hobnail
    • روستایی ساده لوح
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hob " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hob proper

A nickname for Robin or Robert [..]

+ اضافه کردن

"Hob" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hob در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "hob" با ترجمه به فارسی

  • فرزکاری غلتکی
اضافه کردن

ترجمه های "hob" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه