ترجمه "hoax" به فارسی
حقه, کلک, تقلب بهترین ترجمه های "hoax" به فارسی هستند.
hoax
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To deceive (someone) by making them believe something which has been maliciously or mischievously fabricated. [..]
-
حقه
So, we need to get the information out there that the incident at the concert was a hoax.
بنابراين ، ما بايد به همه اطلاع بديم که اون حادثه در کنسرت يه حقه بوده
-
کلک
They'll wanna distance themselves from anything that remotely resembles a hoax.
.اونا فقط می خوان از هر چیزی که ذره ای شبیه حقه و کلک باشه ، دوری کنن
-
تقلب
noun
-
ترجمه های کمتر
- فن
- فریب
- حقه زدن
- دست انداختن
- شوخی عملی (مثلا گزارش دروغی به اداره ی آتش نشانی دادن)
- غلط اندازی
- کلک سوار کردن
- گول زدن
- گول زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hoax " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hoax" با ترجمه به فارسی
-
دروغ پسر بادکنکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن