ترجمه "hoary" به فارسی
سفید, قدیمی, سپید بهترین ترجمه های "hoary" به فارسی هستند.
hoary
adjective
دستور زبان
(zoology) of a pale silvery gray. [..]
-
سفید
adjectiveOn the one hand was a sacred grave, on the other hoary locks.
از طرفی یک قبر مقدس بود و از طرف دیگر یک مش ته موی سفید!
-
قدیمی
adjective noun -
سپید
noun
-
ترجمه های کمتر
- سپیدریش
- موسفید
- کهنسال
- بسیار پیر یا کهن
- ریش سفید
- سپید و خاکستری
- سپیدموی (در اثر پیری) (hoary-headed هم می گویند)
- فلفل نمکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hoary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hoary" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) موش خرمای سپید (Marmota caligata - بومی کوه های غرب امریکای شمالی)
-
سفید مویی · پوشیدگی از موهای سفید وکوتاه
-
پلانتاگو مدیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن