ترجمه "hobbling" به فارسی
لنگیدن ترجمه "hobbling" به فارسی است.
hobbling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of hobble. [..]
-
لنگیدن
verbnot be all night hobbling up the stairs
از لنگیدن روی پلهها دست بردارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hobbling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hobbling" با ترجمه به فارسی
-
دامن تنگ زنانه (به ویژه آنکه بین 0191 و 4191 مد بود)
-
(برای جلوگیری از فرار) دو پای اسب را بهم بستن · (طناب یا تسمه برای بستن دو پای اسب) پابند · (نادر) وضع ناجور · با سختی حرکت کردن · بازداری کردن · بخاو · بخو · بخو کردن · جلو (پیشرفت و غیره را) گرفتن · راه رفتن بد (یا زشت) · زنجیر · سکته داشتن · شل کردن · شلی · شلیدن · قید · لنگ کردن · لنگان لنگان رفتن · لنگی · لنگیدن · مانع حرکت شدن · مخمصه · مکث کنان رفتن · کند کردن عدم درک والدینش دست و بال او را بسته است .
اضافه کردن مثال
اضافه کردن