ترجمه "hobby" به فارسی
سرگرمی, تفنن, کار ذوقی بهترین ترجمه های "hobby" به فارسی هستند.
hobby
noun
دستور زبان
An activity that one enjoys doing in one's spare time. [..]
-
سرگرمی
nounactivity done for enjoyment in spare time
My hobby is to listen to music.
سرگرمی من گوش سپردن به موسیقی است.
-
تفنن
activity done for enjoyment in spare time [..]
-
کار ذوقی
noun
-
ترجمه های کمتر
- کار
- مشغولیت
- ترمتای
- خواهکاره
- خواهکاری
- (جانور شناسی) باز جهشگر (Falco subbuteo - باز شکاری کوچک و بومی اروپا)
- (قدیمی) اسب میان اندام تندرو
- (کاری که بخاطر ذوق و علاقه انجام شود نه وظیفه یا مزد)سرگرمی
- اسب پرزور
- اسب چوبی
- رجوع شود به hobbyhorse
- لیل (پرنده)
- کار تفریحی
- کار جزیی
- کار فرعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hobby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hobby
proper
An English surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hobby" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hobby در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hobby"
عباراتی شبیه به "hobby" با ترجمه به فارسی
-
اهيمرگرس
-
لیل
-
مرکز هنرهای نمایشی هابی
-
تلسکوپ هابی-ابرلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن