ترجمه "holdup" به فارسی

تاخیر, گیر, بازداری بهترین ترجمه های "holdup" به فارسی هستند.

holdup noun دستور زبان

Alternative spelling of hold-up. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاخیر

  • گیر

    noun
  • بازداری

  • ترجمه های کمتر

    • تعویق
    • ممانعت
    • جلوگیری
    • (شیمی - تقطیر) میزان آب باقیمانده
    • (عامیانه) گرانفروشی
    • (فیزیک) مقدار مواد شکافت پذیرکه برای سوخت رآکتور آماده یا انبار شده است .
    • به رخ کشیدن
    • سرقت مسلحانه
    • مغبون سازی
    • گیر کردگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " holdup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "holdup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه