ترجمه "holes" به فارسی

سوراخها ترجمه "holes" به فارسی است.

holes verb noun دستور زبان

Plural form of hole. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوراخها

    noun

    How that little round hole of pink heel seemed to flaunt itself before them!

    آن سوراخ صورتی رنگ پاشنهی پا چقدر در برابرشان خودنمایی میکرد!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " holes " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Holes

Holes (novel)

+ اضافه کردن

"Holes" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Holes در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "holes" با ترجمه به فارسی

  • (آمریکا - محل گود رودخانه برای شنا مانند هفت حوض شمال تهران) حوض · (امریکا - معمولا بخشی از نام یک محل) غار · (عامیانه) مخمصه · (مجازی) جای کوچک و تاریک · (ورزش گلف) سوراخ (که گوی را در آن می رانند) · (پارچه و جامه) پاره شدگی · (پوکر امریکایی یا stud) ورق بسته در روی میز 0 · بخشی از زمین گلف · برین · بیغوله · ترشی · حرف · خان 2 · خدشه · خلیج · خندق · دخمه · در سوراخ راندن · در سوراخ گذاشتن 4 · درز · رخنه · روزن · روزنه · سرکه · سوراخ · سوراخ جانور · سوراخ کردن (یا کندن) 3 · شاخابه · شبکند · شبگاه · شکاف · عیب · غار · لانه · محضور 1 · معده · نارسایی · نقص · نقطه ی ضعف · وضع بد · وضع خجلت آور · وضعیت دشوار · چال · چاله · چمن اطراف هر سوراخ · کاستی · کاواکی · کمبود · کنام · کندن (و سوراخ کردن) · کندک · گرسنگی · گود
  • ناچیز · پرده پوشی شده · پیش پا افتاده
  • (اتاق یا دکان) کوچک و خفه (به ویژه در جای دور افتاده یا خلوت)
  • چاله بزرگ
  • (انگلیسی - عامیانه) · آسودگاه · خلوتگاه · مخفیگاه · نهانگاه · پنهانگاه
اضافه کردن

ترجمه های "holes" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه