ترجمه "holidays" به فارسی
تعطیلات ترجمه "holidays" به فارسی است.
holidays
verb
noun
(plural only) The season around Christmas, Hanukkah, and New Year's Day. [..]
-
تعطیلات
I read the entire works of Milton over the holiday.
من تمام آثار میلتون را طی تعطیلات خواندم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " holidays " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "holidays" با ترجمه به فارسی
-
تفریح و سرگرمی به قیمت رنج دیگران (مثل نمایش های جنگ تن به تن در روم باستان)
-
ایام متبرکه
-
تعطیلات رسمی
-
(امریکا) تعطیل رسمی
-
(بیشتر در انگلیس - معمولا جمع) ایام مرخصی · (بیشتر در انگلیس) به تعطیلات رفتن · (روز) تعطیل · بخشودگی · به سفر تفریحی رفتن · به مرخصی تفریحی رفتن · تعطیل · تعطیلی · جشنواره ای · دوران تفریح و استراحت · رجوع شود به holy day · روز بزرگداشت · روز تعطیل · سعید · عید · عیدوار · فرخنده · فرویش (جمع : فرویشان) · فرویشان · مرخصی · مرخصی گرفتن · هالیدی · وابسته به تعطیلات · یليطعت
-
(سالنامه یهودیان) ایام اعیاد (به ویژه یوم کیپور)
-
حقوق ایام تعطیل
-
حقوق ایام تعطیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن