ترجمه "holiness" به فارسی

تقدس, حضرت, پرهیزکاری بهترین ترجمه های "holiness" به فارسی هستند.

holiness noun دستور زبان

The state or condition of being holy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقدس

    noun

    state or condition of being holy

    In preparation, he will be given a vision of God’s holiness.

    برای آماده کردن وی رؤیایی مربوط به تقدس خدا به او نمایان میشود.

  • حضرت

    noun

    Let me light the lamp before the holy image,

    اجازه بده در مقابل مجسمه حضرت مریم شمع روشن کنم

  • پرهیزکاری

    The term Saints is commonly used to designate those who have achieved an elevated state of holiness or even perfection.

    واژۀ مقدّس معمولاً برای مشخّص کردن افرادی است که یک مقام بالای پرهیزکاری و تکامل را حائز شده اند.

  • ترجمه های کمتر

    • پارسایی
    • بلندجاه
    • حرمت
    • سپنتایی H( -2 بزرگ - با : his یا your) عنوان پاپ اعظم : حضرت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " holiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Holiness noun دستور زبان

(countable) Used in connection with His or Your to address to the pope. [..]

+ اضافه کردن

"Holiness" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Holiness در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "holiness" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - خودمانی - برای تشدید معنی به کار می رود) · آسمانی · آناهیتا H( -2 بزرگ) الهی · اسپنتا · اشو · تقدس · جا یا چیز یا شخص مقدس · خدا · خدایی · دیندار · سپنتا · مقدس · پارسا · پرهیزکار · یزدانی
  • اسپرس
  • انجیل
  • جماسپرم
  • خدا · مقدس
  • (کلیسای ارتدکس شرقی) شورای مدیره
  • (مسیحیت) روح القدس (جز سوم تثلیث) · روح القدس · روحالقدس
  • واتیکان
اضافه کردن

ترجمه های "holiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه