ترجمه "homebound" به فارسی

راهی میهن, زمین گیر, عازم خانه (یا وطن) بهترین ترجمه های "homebound" به فارسی هستند.

homebound adjective noun دستور زبان

who is at their home, unable to leave it for some reason [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهی میهن

  • زمین گیر

  • عازم خانه (یا وطن)

  • محدود به خانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " homebound " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "homebound" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه