ترجمه "homecoming" به فارسی

(امریکا) بازگشت سالیانه ی دانشجویان پیشین به دانشگاه, بازگشت به خانه, بازگشت به میهن بهترین ترجمه های "homecoming" به فارسی هستند.

homecoming noun دستور زبان

The act or event of returning to home. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (امریکا) بازگشت سالیانه ی دانشجویان پیشین به دانشگاه

  • بازگشت به خانه

    I remember when you fell off the pyramid at the homecoming game, freshman year.

    یادمه از بالای اون هرم توی جشن بازگشت به خونه افتادی ، وقتی سال اول بودیم.

  • بازگشت به میهن

  • ترجمه های کمتر

    • راهی خانه
    • عازم میهن
    • ورود به خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " homecoming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Homecoming

Homecoming (Lost)

+ اضافه کردن

"Homecoming" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Homecoming در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "homecoming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه