ترجمه "homeless" به فارسی

بیخانمان, دربدر, بی خانمان بهترین ترجمه های "homeless" به فارسی هستند.

homeless adjective noun دستور زبان

Lacking a permanent place of residence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیخانمان

    lacking a permanent residence

    The average American family is only two months away from potential homelessness.

    خانوادههای متوسط آمریکایی، دو ماه تا بیخانمان شدن فاصله دارند.

  • دربدر

    adjective

    " Decrepit homeless spinster ".

    دختر پيره ي ترشيده ي دربدر!

  • بی خانمان

    adjective

    So the homeless, the working homeless, primarily remain invisible.

    پس یک بی خانمان، یک بی خانمان که کار میکند، همچنان نادیده گرفته می شود.

  • ترجمه های کمتر

    • آواره
    • بی کاشانه
    • خانه بدوش
    • هراوآ - هناخ یب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " homeless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Homeless
+ اضافه کردن

"Homeless" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Homeless در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "homeless" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "homeless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه