ترجمه "homer" به فارسی

هومر, (در میان یهودیان باستان), (عامیانه - بیس بال) هوم ران زدن بهترین ترجمه های "homer" به فارسی هستند.

homer verb noun دستور زبان

(Biblical measures) An ancient Hebrew measure of capacity, equal to ten ephahs or ten baths, and approximately equal to ten or eleven bushels. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هومر

    homer, stop stop. i know its easy for your mind to wander

    هومر وايستا وايستا ، من ميدونم که با فهمي که داري خيلي آسون شگفت زده ميشي

  • (در میان یهودیان باستان)

  • (عامیانه - بیس بال) هوم ران زدن

  • ترجمه های کمتر

    • اسم خاص مذکر
    • رجوع شود به home run
    • رجوع شود به homing pigeon
    • هومر (نویسنده ی نیمه افسانه ای یونانی که حماسه های ((ایلیاد)) و ((اودیسه)) را به او نسبت می دهند)
    • پیمانه ی آبگونه ها برابر با 85 گالن
    • پیمانه ی جامدات برابر با شش و یک چهارم بوشل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " homer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Homer proper noun دستور زبان

Greek poet; author of the Iliad and the Odyssey [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هومر

    Homer's probably buying some magic beans with it.

    حتما هومر ميخواد باهاش چندتا لوبياي سحرآميز بخره.

تصاویر با "homer"

عباراتی شبیه به "homer" با ترجمه به فارسی

  • کبوتر مسابقه · کبوتری که با آن مسابقه می دهند
  • (معمولاH کوچک) عظیم · بزرگ و پرشکوه · حماسه - آفرین · حماسی · هومری (وابسته به هومر و حماسه های او و تمدن یونانی مشروح در آنها - مربوط به 008 تا 0021 سال پیش از میلاد)
  • خنده ی بلند و طولانی · قهقهه ی ممتد
اضافه کردن

ترجمه های "homer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه