ترجمه "homesick" به فارسی
دلتنگ, خانخواه, بیمار وطن بهترین ترجمه های "homesick" به فارسی هستند.
homesick
adjective
دستور زبان
(emotions) Missing one's home and family very much when away; nostalgic. [..]
-
دلتنگ
adjectiveIf you're feeling homesick, there's no shame in it.
اگه دلتنگ خونه توني ، عيبي نداره اصلا.
-
خانخواه
-
بیمار وطن
-
غربت زده
Philip felt lonely in the world and strangely homesick.
فیلیپ در این دنیا خود را تنها میدید و رها شده و بیهمنشین و خود را عجیب غربت زده مییافت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " homesick " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "homesick" با ترجمه به فارسی
-
دلتنگ برای وطن ن · غربت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن