ترجمه "hometown" به فارسی
زادگاه, شهر, خاستگاه بهترین ترجمه های "hometown" به فارسی هستند.
hometown
noun
دستور زبان
An individual’s place of birth, childhood home, or place of main residence. [..]
-
زادگاه
nounplace of birth or residence
even though it's your hometown, you've always been in the palace
اگر چه آنجا زادگاه شماست ولی شما همیشه در قصر بودید
-
شهر
nounI just can't bear people in my hometown to think I've failed.
نمي تونم تحمل کنم که مردم شهر زادگاهم فکر کنن که من شکست خوردم.
-
خاستگاه
-
ترجمه های کمتر
- زادشهر
- شهر موطن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hometown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hometown
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hometown" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hometown در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن