ترجمه "homey" به فارسی
خودمانی, راحت, خانگی بهترین ترجمه های "homey" به فارسی هستند.
homey
adjective
noun
دستور زبان
(African American Vernacular) Someone, particularly a male acquaintance, from one's hometown. [..]
-
خودمانی
adjectiveand try to make their spaces look nice and homey,
و تلاش میکنند تا فضاهایشان خوب و خودمانی به نظر رسند،
-
راحت
adjectiveOh, it almost looks homey.
چه قدر هم راحت به نظر مياد.
-
خانگی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- آشنا
- آسودبخش
- دنج
- بی تکلف
- خانه مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " homey " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن