ترجمه "homework" به فارسی

مشق, (آموزش) تکلیف منزل, آماده سازی بهترین ترجمه های "homework" به فارسی هستند.

homework noun دستور زبان

Work that is done at home, especially school exercises set by a teacher. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشق

    noun

    I did my homework yesterday.

    دیروز مشق هایم را نوشتم.

  • (آموزش) تکلیف منزل

  • آماده سازی

  • ترجمه های کمتر

    • آماده گری
    • تکلیف خانه
    • مدرسه مقدماتی
    • مشق شب
    • مطالعه و پژوهش (پیش از انجام طرح یا فعالیت و غیره)
    • کار کنتراتی که بجای کارگاه یا کارخانه در منزل انجام می شود (به ویژه کار دوختنی یا بافتنی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " homework " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Homework

Homework (film)

+ اضافه کردن

"Homework" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Homework در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "homework"

اضافه کردن

ترجمه های "homework" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه