ترجمه "homogeneous" به فارسی
متجانس, هموژن, سازگار بهترین ترجمه های "homogeneous" به فارسی هستند.
homogeneous
adjective
دستور زبان
similar, or the same as something else [..]
-
متجانس
The Internet was supposed to homogenize everyone by connecting us all.
اینترنت بنابود تا با برقراری ارتباط آدمها را متجانس کند.
-
هموژن
-
سازگار
-
ترجمه های کمتر
- همانند
- (در مورد مردم و فرهنگ و غیره) یکجور
- (دو یا چند چیز دارای ساختمان و ویژگی ها و نهاد همانند) همگن (در برابر : ناهمگن heterogeneous)
- (ریاضی) یکنواخت
- (یک چیز که اجزای آن هماننداند) یکدست
- رجوع شود به homogenous
- یک ریخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " homogeneous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "homogeneous" با ترجمه به فارسی
-
تجانس، همگنی · یکسانی، یک جوری
-
هم جنسی
-
شیر هموژنیزه · شیر همگنشده
-
سنخیت · هم جنس شدگی · هم جنس ویکجور سازی · هموژنیزه کردن · هموژنیزهشدن · همگنسازی
-
کاتالیزور همگن
-
همگنا
-
(دارای ساختمان همانند به واسطه ی هم تباری) جورزاد · متجانس · همگن زاد
-
(همگن کردن شیر بطوریکه کره و چربی آن به طور متساوی پخش باشد و رو نیاید) هموژنیزه کردن · متجانس کردن · همگن کردن · همگونه کردن · یکدست کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن