ترجمه "homogenization" به فارسی

همگنسازی, سنخیت, هموژنیزهشدن بهترین ترجمه های "homogenization" به فارسی هستند.

homogenization noun دستور زبان

the act of making something homogenous, or the same throughout; or the tendency of something to be come homogenous [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همگنسازی

  • سنخیت

  • هموژنیزهشدن

  • ترجمه های کمتر

    • هم جنس شدگی
    • هم جنس ویکجور سازی
    • هموژنیزه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " homogenization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "homogenization" با ترجمه به فارسی

  • تجانس، همگنی · یکسانی، یک جوری
  • هم جنسی
  • شیر هموژنیزه · شیر همگنشده
  • کاتالیزور همگن
  • همگنا
  • (دارای ساختمان همانند به واسطه ی هم تباری) جورزاد · متجانس · همگن زاد
  • (همگن کردن شیر بطوریکه کره و چربی آن به طور متساوی پخش باشد و رو نیاید) هموژنیزه کردن · متجانس کردن · همگن کردن · همگونه کردن · یکدست کردن
  • هم جنسی · یکجوری
اضافه کردن

ترجمه های "homogenization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه