ترجمه "honk" به فارسی
ریختن, (اتومبیل) بوق زدن, (صدای غاز) قات قات بهترین ترجمه های "honk" به فارسی هستند.
honk
verb
noun
interjection
دستور زبان
(transitive, intransitive) To use a car horn. [..]
-
ریختن
verb -
(اتومبیل) بوق زدن
-
(صدای غاز) قات قات
-
ترجمه های کمتر
- استفراغ کردن
- بلند کردن
- جار زدن
- قات قات کردن
- قی کردن
- مریض شدن
- هر صدای مشابه قات قات (مثلا صدای بوق اتومبیل)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " honk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن