ترجمه "honorary" به فارسی

افتخاري, سپاسگانی, سپاسین بهترین ترجمه های "honorary" به فارسی هستند.

honorary adjective noun دستور زبان

Given as an honor/honour, with no duties attached, and without payment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افتخاري

    Here he is conferring an honorary degree on Richard Nixon.

    اينجا از طرف ريچارد نيکسون مدرک افتخاري بهش داده شده

  • سپاسگانی

  • سپاسین

  • ترجمه های کمتر

    • (آموزش - مدرک علمی که صرفا برای تقدیر به کسی داده می شود نه در مقابل انجام تکالیف درسی) افتخاری
    • (آموزش) وابسته به شاگردان خوب
    • (وام و غیره) شرافتی
    • شغل افتخاری (که حقوق ثابت ندارد)
    • متکی به قول شرف (نه اسناد قانونی و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " honorary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "honorary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "honorary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه