ترجمه "horizon" به فارسی

افق, خاکلایه, سنگلایه بهترین ترجمه های "horizon" به فارسی هستند.

horizon noun دستور زبان

The horizontal line that appears to separate the Earth from the sky. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افق

    noun

    line that appears to separate the Earth from the sky [..]

    Death is only a horizon, and a horizon is nothing save the limit of our sight.

    مرگ تنها یک افق است؛ و افق چیزی بیش از حد دید ما نیست.

  • خاکلایه

  • سنگلایه

  • ترجمه های کمتر

    • بینش
    • اف
    • حوزه
    • (خط ظاهری که آسمان را از زمین جدا می کند) افق
    • (زمین شناسی) لایه ی خاک
    • (معمولا جمع - دانش یا علاقه یا دید و غیره) گستره
    • (نجوم) دایره ی عظیمه در کره ی سماوی
    • آسمان کران
    • افق فکری
    • حدود صلاحیت
    • مواد اساسی
    • موضوع مورد بحث
    • کران (visible horizon و apparent horizon هم می گویند)
    • کیهان پرهون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horizon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Horizon

Horizon (Remioromen album)

+ اضافه کردن

"Horizon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Horizon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "horizon"

عباراتی شبیه به "horizon" با ترجمه به فارسی

  • (زمین شناسی) افق دال (لایه ای که گاهی در زیر افق قرار دارد و معمولا از سنگ است)
  • افق زمانی برنامهریزی
  • افق
  • رجوع شود به artificial horizon
  • (خاک شناسی) رویه ی فرازین خاک که از هوموس (گیاخاک یا سیاخاک) تشکیل شده است · گیاخاک (رجوع شود به ABC soil)
  • (در هواپیما) چرخش نما · (نجوم) آینه ی بسیار صاف (مثلا سطح جیوه ی گسترده در تشتک) که برای یافتن فرازای اجرام سماوی به کار می رود · ژیروسکوپ (که افق واقعی و موقعیت هواپیما را نسبت به آن نشان می دهد) افق نما
  • (زمین شناسی) افق یا لایه ی بی (لایه ی دوم زمین که مواد رسوب شده از لایه ی اول در آن متمرکز است) (رجوع شود به ABC soil)
  • افق رویداد
اضافه کردن

ترجمه های "horizon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه