ترجمه "horizontal" به فارسی

افقی, ترازی, سطح افقی بهترین ترجمه های "horizontal" به فارسی هستند.

horizontal adjective noun دستور زبان

perpendicular to the vertical; parallel to the plane of the horizon; level, flat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افقی

    adjective noun

    parallel to the plane of the horizon

    The way to read this slide is to look at your age on the horizontal axis.

    روش خواندن این اسلاید نگاه کردن به سننتان در محور افقی است.

  • ترازی

    adjective noun
  • سطح افقی

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • کرانی
    • همانند
    • صاف
    • مسطح
    • همگانی
    • یکسان
    • هموار
    • تخت
    • برابر
    • (از نظر سطح تولید یا مقام) همتراز
    • آسمان کرانی
    • افقی (در برابر : عمودی vertical)
    • هر چیز افقی
    • وابسته یا نزدیک به افق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horizontal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Horizontal
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افقی

    adjective

    The way to read this slide is to look at your age on the horizontal axis.

    روش خواندن این اسلاید نگاه کردن به سننتان در محور افقی است.

عباراتی شبیه به "horizontal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "horizontal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه