ترجمه "horseless" به فارسی

موتوری, پیاده, بدون اسب بهترین ترجمه های "horseless" به فارسی هستند.

horseless adjective دستور زبان

Not having a horse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موتوری

  • پیاده

    noun adverb
  • بدون اسب

    As yet the town possessed no garage, horseless carriages being limited to a very few

    از آنجا که شهر گاراژ نداشت درشکههای بدون اسب چند تایی بیش نبودن،

  • ترجمه های کمتر

    • بی اسب
    • خودرو (در سابق به اتومبیل می گفتند: کالسکه ی بی اسب a horseless carriage)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horseless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "horseless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه