ترجمه "horsey" به فارسی

اسبی, معتاد به اسب دوانی, وابسته به اسب دوانی بهترین ترجمه های "horsey" به فارسی هستند.

horsey adjective noun دستور زبان

Alternative spelling of horsy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسبی

    adjective
  • معتاد به اسب دوانی

  • وابسته به اسب دوانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horsey " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "horsey" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه