ترجمه "hostility" به فارسی

خصومت, دشمنی, کینه بهترین ترجمه های "hostility" به فارسی هستند.

hostility noun دستور زبان

(uncountable) The state of being hostile; [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خصومت

    noun

    form of emotionally charged angry behavior

    The world of music and the world of poesy were like two foreign and secretly hostile states.

    گوئی که جهان موسیقی و دنیای شعر دو کشور بیگانه بودند که در نهان باهم خصومت داشتند.

  • دشمنی

    noun

    So criticism and hostility doesn't work, and I didn't listen to these arguments.

    خُب انتقاد و دشمنی کار نمیکند وموثرنیست، و من به این استدلالها گوش نمیکردم.

  • کینه

    noun

    His sardonic manner, his hostile aloofness, had made it difficult to know him

    رفتار مسخرهاش، آن نخوت کینه توزانهاش، نگذاشته بود کسی او را به خوبی بشناسد

  • ترجمه های کمتر

    • عداوت
    • کین
    • پرخاشجویی
    • (جمع) جنگ
    • سو نیت
    • عمل خصمانه
    • عملیات جنگی
    • کار دشمنی آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hostility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hostility
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عدوات، خصومت

عباراتی شبیه به "hostility" با ترجمه به فارسی

  • (بازرگانی و مالیه) وابسته به بدست آوردن اکثریت سهام و مهار شرکت علیرغم میل مدیران آن · خصم · خصمانه · خصومت آمیز · دشمن · دشمنانه · ضد · غیر دوستانه · متخاصم · مخالف · ناسازگار · ناوردی · وابسته به دشمن · پرکینه · کیاگن · کین آمیز · کین توز
  • بیمارستان خطرناک
اضافه کردن

ترجمه های "hostility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه